۱۳۹۰ دی ۲۷, سه‌شنبه

روز دهم


روز دهم

ده روز از زمان بازداشت و اعتصاب غذای دکتر مهدی خزعلی می گذرد. کار هر کس نیست ایستادگی و مقاومت. خصلت کسانی ست که به عشق وطن و به امید رسیدن به فردایی بهتر تا آخرین دم ایستاده می مانند. کار هر کس نیست گام خود پیمودن، نه به کندی، که با ایمان و به هموار در میان چکاد ها و گدارهای لحظه لحظه های زندگی. بی واهمه، بی ترس.
آرام نمی باید می گرفتی، چرا که تقدس قلم را پاس باید می داشتی. قلم بود و گفتار. پیمانی سست نبود که با خود ببندی و به بهانه ای بشکنی. ایثار می خواهد و شجاعت. 

عادلانه نبود پاسخ زبان و قلم را با مشت و تازيانه دادن. رسم حاکمان زمانه ی ما! شرم بر آنها که صداها را خاموش می کنند و قلم ها را شکسته می خواهند. 

آزادی نیست !؟



با یک دل غمگین به جهان شادی نیست

تا یک ده ویران بود آبادی نیست

تا در همه جهان یکی زندان هست
 
در هیچ کجای عالم آزادی نیست




 

۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه

نقد رهبری /ایمیل ارسالی



من یک فرزند نسل سومی انقلاب اسلامی هستم که در خانواده ای مذهبی و متعهد به آرمان های انقلاب زاده شدم تحصیلات ام در رشته نرم افزار رایانه ای است و مثل هر ایرانی دیگری هم به مسائل سیاسی ، حساسیت هایی دارم کل این متن و مطلب را هم از نگاه یک نسل سومی مینویسم که زمانی چشم به جهان گشود که همه کار ها را قبل از او انجام داده بودند!! و زمان برداشت محصول ، خود را مواجه با یک میوه خوش رنگ در ظاهر و پر از آفت و کمبود در باطن امر یافتم .


شاید این طرز نگاه به کام برخی از افراد خوش نیاید که باید عرض کنم  ،این برداشت شخصی من است و هیچ وحی منزلی را در آن نیافته و نمی بینم .ولی این نگاه ، قضاوتی است که امروز از عملکرد شما به این صورت مطرح میشود و شاید آیندگان برخودشان در هنگام مرور این بخش از تاریخ سرزمینمان،بسیار تند تر و ناخوشایند تر باشد .


انقلابی که سی و سه سال است از بوقوع آمدنش سپری شده است ، امروز پر تنش ترین و در عین حال منفعل ترین زمان خود را سپری میکند در خارج از کشور از پسر شاه سابق تا نماینده دو دوره قبل مجلس شورای اسلامی در قسمت اپوزیسیون خارجی قرار دارند و در داخل از جاسوس آمریکایی ایرانی تبار ! ، وزیر و وکیل و سردار و ... در گوشه زندانهای سیاسی محبوس انقلابی هستند که روزی برای بوجود آوردنش در خیابانها شهرهایشان بر علیه حاکم ظالم و دیکتاتور زمانشان قیام میکردند .


و البته در بیرون از  زندان ها هم از مقاله نویس سابق کیهان ، سردار بلند مرتبه سپاه و یار صدیق ورژن گذشته رهبری (هاشمی رفسنجانی) تا منی که دهانم در عرصۀ سیاست هنوز بوی شیر میدهد منتقد عملکرد فعلی جناح حاکم و شخص شخیص رهبری هستیم .


آیا واقعا تنها دغدغۀ امروز نظام چگونه بهتر برگزار کردن مراسم امسال دهۀ فجر است ؟؟ واقعا کاش این تنها چالشی بود که حکومت با آن مواجه بود ودیگر هیچ ، ولی هیچگاه از درخت کاشکی ،برگی جوانه نزده است .!امروز من نسل سومی نگاهم به این اوضاع شلم شوربا که هیچ کس را ترمزی درعملکر اشتباهش نیست چی میتواند باشد ؟؟


از رهبری شروع کنیم (و100 درصد خب پایان هم با ایشان خواهد بود!!) که طبق نظر اجماع موافقین و مخالفینشان همه کارها دست ایشان است .حضرت اش که این روزها دهه هفتم حیاتشان را سپری میکنند ،فی الواقع چقدر دربوجود آمدن این شرایط مقصر اند .خب مخالفانشان که از 10 تا 100 درصد به ایشان ارزش منفی میدهند و موافقانشان هم از 100 تا بی نهایت مقام و مرتبه شان را بالا برده اند .ولی من هیچ کاره ، بی بصیرت چه ؟


نگاه منصفانه ای می توانم به ایشان داشته باشم ؟ پیش میروم و قضاوت اش را به شما می سپارم.


آقای خامنه ای به نظر شخصی ام تماما مقصر این شرایط نیست . شاید بنظرم ایشان میتوانند با درصد بالایی مقصر معرفی شوند ، ولی نقش افرادی که ایشان را بت ساختن هم کمتر از خوده ایشان نیست .



افرادی که برای پیش برد اهدافشان از ایشان شخصیتی کاریزما درست کردن ،شاید امروز کمتر دور و برشان دیده شوند و یا اصلا نظر و حرفشان بحساب حضرتش بیاید، ولی بدون شک مقصران اصلی ، کج روی های ایشان ،براستی همان شیوخ و غیر شیوخ کنار کشیده ، بی کرک و پر امروزهستند .


آقای خامنه ای بعنوان شخصی که چنین اختیارات مادی و معنوی در قانون اساسی دارد ، مختار است که از آن اختیارات هرگونه که صلاح میداند استفاده کند و اصلا ربطی ندارد که کسی ایرادات قانونی را به ایشان وارد آورد .مقام ایشان ماورای همه قوانین در این نظام تبعین شده ،و پُر واضح است که در چنین مکانیزمی ،شخص اول ممکلت بدون هیچ اغراق و یا تعارفی ایشان هستند .


خب البته برخی رهبری ایشان را با آقای خمینی مقایسه کرده و در مقام قیاسشان ،تذکراتی به شخص ایشان ابلاغ می کنند که بنظر کار ساز نیامده است. آقای خمینی با تمامی انتقادهایی که دشمنان و دوستان ایشان به عملکردشان داشتند ،بقول فرمایش مرحوم بازرگان تنها کسی بودند که ردای ولایت مطلقه فقیه بر تنشان بد قواره نمی آمد و برازنده شان می نمود .


خب ایشان هم معصوم نبودند و اشتباهاتی داشتند که اینجای جای بحث اش نیست ولی بدون شک تقصیرات افراد بزرگ دیرتر اشته باشد بخشیده و اصلاح میشود .شایدهم هیچوقت نه بخشیده شود و نه راه منطقی برای اصلاحش وجود داشته باشد.فارغ از همه این توصیفات ، آقای خامنه ای نقطۀ سیبل جملگی موافقان ومخالفان در اداره و یا وخامت اوضاع فعلی حکومت و کشور می باشند .


ایشان بقول عامایانه و کوچه بازاری اگر امروز از خر خیلی از مواضع خود واطرافیانشان پایین نیایند ، بدون تعارف و مداحی فردای روشنی را نخواهند دید .عزیزان دلخور نشوند . حقیقت مانند ته خیار غیر گلخانه ای !!! تلخ است .


ما چه خوشمان بیاید و چه بدمان ، موافق حکومت باشیم و یا مخالفش ،باید این حقیقت را که کلید همه مشکلات در ید پر قدرت مقام رهبری (طبق قانون اساسی گفتما ، نگید یارو آره ...) است را قبول کنیم . البته اگر به راهی کم هزینه برای حل مشکلاتمان باور داریم . در غیر این صورت و هر راهی رابدور از منطق بخواهیم دوباره بیازمائیم ، به همان مدار صفر درجه سابق خودپرتاب خواهیم شد و خب شما بزرگان بهتر میدانید که آزموده را آزمودن خطاست.


ولی همه این هندوانه هایی که در زیر ید پر قدرت ایشان نهاده اند را بکناری بگذاریم ، ایشان به همین میزان هم مسئول آینده تمامی ما ملت خواهند بود.


اگر خطاهای خود را ادامه دهد و حتی سردارانی که روزی قبولشان داشت و به آنها افتخار میکردند و طرفداران هم سن و سال من نسل سومی شان بر در منزل آن سردار شعار "سردار بی بصیرت ، بصیرت ،بصیرت " سر میدهند را هم به عنوان منتقد به اندرونی خود راه ندهد ، آینده سیاهی را برای خود و حکومت و این سرزمین بوجود خواهد آورد که بعید میدانم ، دیگر بتوان ایرانی با این اوضاع و مرز جغرافیایی را در تاریخ آینده جهان فرض کرد.


من و شما (دور از جان عزیزتان مرده ) جنتی زنده !!


البته اتفاقات خوب و سازنده ای هم در این 33 سال افتاده که بنظرم این حکومت زیاد آنرا نباید بخود بگیرد (خب هر کی دیگه هم بود الان تو دهات ها موبایل  و  تلفن و این حرفا بود ) ولی این حکومت باید برای حفظ زیر ساخت های این چنینی که از پول ملت و سرمایه مادی و معنوی آن هزینه شده است ،با تمام درایت و توان محافظت کند  و با حرف ها و نطق های جنگ افروزانه،به خاطر دلخوشی چند درصد افراد تند رو و کم عقل ، آینده این سرزمین را به تارج نسپارد.


امیدوارم که کلامم اپسیلون تاثیر مثبتی در ذهن و اندیشه شان داشته باشد.وگرنه من یک انسان معمولی و نا چیزی هستم که همینطوری هم دارم از روزگارم میخورم و نیاز به کتک و این حرف ها نداشته و ندارم .

دیدار دکتر مهدی خزعلی با خانواده ی جوان ترین شهید جنبش سبز

دیدار با خانواده ی شهید میثم عبادی/شهریور 1390
















برگی از سایت هک شده/مهدوی کنی به روایت آیت الله طالقانی


این یکی از مطالبی بود که دکتر در سایتش گذاشت و به خاطر آن پرونده ای جدا برایش باز شد و مهدوی کنی شخصا از دکتر شکایت کرد.



بازجو و قاضی از دکتر خواستند که این پست را حذف کند و ایشان به خاطر بسته نشدن آب باریکه ی وبسایت،این کار را کردند اما یک هفته قبل از بازداشت وحشیانه ی ایشان توسط سگ های هار رهبری پست را دوباره منتشر کرد.
 
مهدوی کنی پیشنماز مسجدی در خیابان ایرانشهردر تهران بودوشبهای احیا ماه رمضان مسجد شلوغ می شد ومنبری های به اصطلاح داغ را هم دعوت می کرد از جمله سید عبدالغفار سجادی که هم با مخالفین رابطه داشت وادعای مبارزه داشت وخط می داد وهم با ساواک کار می کرد .مثل بعضی از ظاهرامخالفین فعلی که دوسره بار می کنند .هم برای ارتجاع کار می کنند ومقاله هایشان در سایتهای ایران دیدبان هم هست که حلوا حلوا می شود وملات سازی می کنند و هم سینه چاک قربانیان هستند واز هیچ رذالتی کوتاهی نمی کنند .



پدر رضائی های شهید تعریف می کرد دردوران انقلاب که آخوندها ازسوراخ بیرون آمده بودند ومهدوی کنی سردمدار شده بود وبرای همه خط تعیین می کرد شبی منزل پدر طالقانی بودیم وتازه از زندان آزاد شده بودند.از دوران زندان تعریف می کردند که چه گذشته است وبا چه کسانی برخورد کرده بودند در حیاط زندان قدم می زدیم دیدم مهدوی کنی گوشه حیاط زندان نشسته وزار زار گریه می کند . به سراغ اورفتم که او را دلداری بدهم .وپرسیدم ماجرا چیست وچرا گریه می کنی پدرت مرده یامادرت مرده بالاخره عمر دست خداست .وخدا آنها را رحمت کند دنیا محل گذر است مهدوی کنی گفت نه چیزی نیست وبالاخره بلند شد ودرحیاط زندان قدم می زدیم ومنتظر بودم تا ببینم چه شده او گفت شرائط زندان سخت است من عادت نداشته ام نمی دانم چرا من را گرفته اند و با احتساب امروز من هفت روز است که زندان هستم و والده آقامصطفی را ندیده ام ودلم برایش تنگ شده است ودوری اورا نمی توانم تحمل کنم ما اهل مبارزه به این شکل داغ نبودیم بیشتر با کار فرهنگی موافق بودیم و...پدر سوخته ها من را اشتباهی گرفته اند ،بعضی از مخالفین به مسجد ما هم می امدند ،بخاطر آنها من را گرفته اند و من حالانمی دانم چه کنم .


آیت اله طالقانی مات مبهوت می ماند که شیخ چه می گوید وچرا زهوارش در رفته است ودارد بد جوری آبروریزی می کند.به مهدوی کنی می گوید آشیخ اینجا زندانی سیاسی هست که ده پانزده بیست سال است که زندانی هستند . تو جلوی این زندانیان مقاوم آبروی همه زندانیان سیاسی را می بری.برو همین حالا یک گوه خوردن نامه به ساواک وشاه بنویس برو بیرون، وبا همین شیوه مهدوی کنی از زندان ازاد می شود.


۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه

علل بازداشت دکتر خزعلی


علل بازداشت دکتر خزعلی

شما و یاران دربندتان، آزادید و آزاده. چرا که به راستی زندانی ست این سوی میله ها. زندان است زندگی در سکوت و خفقان. زندگی در بند است وقتی که حتی کوچک ترین صدای مخالفت را تاب نمی آورند...

یک هفته از بازداشت دکتر مهدی خزعلی به دست مأموران اطلاعات می گذرد، بازداشتی که بر خلاف قانون با ضرب و شتم همراه بود. دکتر در هفتمین روز از اعتصاب غذا به سر می برد.

جرمش نگارش نامه ای است خیرخواهانه به رهبری. نامه ای که در آن می خواهد هفته ای یک بار دردهای جامعه را بازگو کند.

جرمش این است که نمی خواهد پای صندوق رای برود و در انتخاباتی شرکت کند که حضور هیچ رقیبی در آن دیده نمی شود.

جرمش نوشتن مقاله ی طنز جنتی است. همان کسی که طی انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پس از آن آشکارا از احمدی نژاد جانبداری کرد و به شدت علیه میر حسین موسوی و خاتمی موضع گیری کرد و آنها را متهم به طراحی انقلاب مخملی کرد.  اتهام زنی وی به موسوی و کروبی در مورد دریافت کمک مالی از امریکا منجر به شکایت از او به مراجع قضایی شد، ولی هرگز واکنش و پیگیری از سوی مراجع صورت نگرفت. حال نوشتن طنز، جرم می شود و پرونده ای برای نگارنده باز می شود!

جرمش سکوت نکردن است ...