۱۳۹۰ بهمن ۲۶, چهارشنبه

همسر دکتر خزعلی و فرزندش به قید وثیقه آزاد شدند


همسر دکتر خزعلی و زینب خزعلی دختر ایشان امروز چهارشنبه به قید وثیقه آزاد شدند و متاسفانه اتهام انتسابی مشخص نمی باشد.

امروز ،سی و هشت روز از اعتصاب غذای دکتر مهدی خزعلی می گذرد و به نظر می رسد این امور برای ضربه زدن به روحیه زندانیان سیاسی و خانواده هایشان می باشد.

در چند وقت اخیر فشار بر خانواده زندانیان سیاسی افزایش یافته است،اما اقتدارگرایان بدانند که با این اعمال عزم اشخاص را برای نیل به مقصود راسخ تر می کنند.




انقلابی که دیگر انفجار تاریکی است

از زبان امام خمینی جمله معروفی به یادگار مانده است که اکثرا شنیده ام . 

"انقلاب ما انفجار نور بود"

مقصود ایشان از بیان این جمله پُر مغز در مورد انقلاب ایران ، نگاهی بود که از پشت سر گذاشتن انحرافات رژیم گذشته در برخورد با مردم و ظلم و فساد حاکم بر سیستم اجرایی و قضایی مملکت  در آن زمان داشتند و ایشان امیدوار بودند که این انقلاب تمامی آن ظلمت ها و تاریکی ها را نابود کند .

ولی آیا براستی اینچنین شد ؟

با نگاه به وقایع گذشته در دورۀ های مختلف تاریخ 33 ساله انقلاب ،شاهد آن هستیم که حاکمیت در برخورد با مخالفان خود در سیستم قضایی در طول سه دهۀ گذشته ،بسیار ناجوانمردانه و متعصابانه برخورد کرده و هیچ وقت و در هیچ دوره ای مخالفان حاکمیت ،شاهد انصاف و گذشت از سوی حکام انقلابی نبوده اند . 

از این یادآوری تاریخی که بگذریم ، برخورد حاکمیت فعلی با مخالفان ،امروزه بسیار ناجوانمردانه تر بنظر می آید .

یکسال است که میر حسین موسوی نخست وزیر دوره امام بهمراه همسرش و شیخ مهدی کروبی در بازداشت خانگی بسر می برند و حاکمیت ضمن فشار بر خود این افراد ، خانواده و فرزندان ایشان را هم تهدید به بازداشت می کند .

دکتر مهدی خزعلی در بهداری اوین بستری است و نیروهای امنیتی همسر و دختر ایشان را بازداشت کرده اند .

و...

سئوال امروز این است که حاکمیت فعلی به چه دین ومسلکی باور دارد ؟ چقدر وقاحت می خواهد که فردی را در زندان نگه داشته باشی و برای فشار بر او همسر و فرزندان اش را تهدید کنی ؟

واقعا چگونه این انقلاب را دیگر میتوان انفجار نور نامید ؟؟

اینهمه ظلم برای چیست ؟

خدا رحمت کند مرحوم طالقانی را که خطر استبداد دینی را گوشزد می فرمودند .
ولی اگار گوش شنوایی برای کلامشان نبود 

آیا امروز به این دوران نرسیده ایم ؟ امروز فریاد یا زهرا یگان انتظامی برای هجوم به مردم بی دفاع و معترض در خیابان برای چیست ؟

امروز اینهمه هجمه و افترا به مخالفان در روزنامه ها و رسانه های دولتی با پول بیت المال ، با چه کلاه شرعی قابل توجیح و قبول میشود ؟

آری ، امروز دیگر انقلاب اسلامی ما ، انفجار نوری را در خود نمی تواند بپذیرد جز انفجار موشک های شهابین و ... 

امروز حاکمیت و سیستم های امنیتی و قضایی ما در بدترین شرایط اخلاقی قرار دارند و این انفجار را تبدیل به تاریکی و ظلمت کرده اند .

برادران و خواهران "هم الغالبون " عزیز . !

بیدار شوید . به خدا و قبله ای که بسمت اش نماز می خوانید ، روش برخورد با ملحد و کافر هم در آموزه های دینی مان اینگونه نیست که شما با مخالفان سیاست هایتان اینگونه  برخورد می کنید.

بیدار شوید ، و بدانید که راه حقیقت را بدجوری گم کرده اید .
 

۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سه‌شنبه

همسر و دختر دکتر مهدی خزعلی توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند!



امروز همسر دکتر مهدی خزعلی و دخترش توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند.

بعد از ظهر امروز همسر دکتر مهدی خزعلی به همراه دختر خود در حالی که سوار بر خودرو شخصی در خیابان آزادی به سمت منزلشان در حال حرکت بودند توسط نیروهای امنیتی در محاصره قرار گرفتند و پس از دستگیری به مکان نامعلومی منتقل شدند.تلاشهای صورت گرفته برای آگاهی از سرنوشت و مکان بازداشت،بی نتیجه بوده است.

این در حالیست که مهدی خزعلی در سی و هفتمین روز اعتصاب غذای خود به سر می برد و به دلیل وخامت حال ایشان در بهداری زندان اوین بستری شده است. 

بستری مجدد در بهداری اوین


سی و ششمین روز اعتصاب غذا و ضعف شدید جسمانی، دکتر مهدی خزعلی را باری دیگر روانه ی بهداری زندان اوین کرد؛ جایی که متأسفانه شایسته ی نامیدن بهداری نیست و بیشتر به سلاخ خانه می ماند.

آقای دکتر، هدف شما برای ایستادگی و مقاومت تا لحظه ی رسیدن به شهادت، بسیار ستودنی و پاک است. ولی وجودتان از هر نظر لازم تر است. آقای خامنه ای و اطرافیانش اگر شایسته ی پذیرفتن که هیچ، حتی شنیدن انتقاد بودند، سرنوشت انقلاب و خیزش عظیم مردمی در سال 57، به این روزها نمی رسید. سال هاست که گوش آنها تنها آماده ی شنیدن تملق و چاپلوسی اطرافیانشان است و کارشان دروغ گویی و تهمت.

خسته ایم از شنیدن وعده و وعیدهای دروغین آنهایی که تریبون آزاد در دست دارند. تشنه ی شنیدن حرف های حق هستیم از شما و انسان های با شهامتی چون شما. بمانید و مثل همیشه قلم حقیقت گویی خود را زنده نگاه دارید.

شما به خاطر نظر و آراء مردم از ثبت نام در انتخابات فرمایشی خودداری کردید، با آن که می دانستید تنها چیزی که عایدتان می شود رد صلاحیت و هجمه های مخالفان و حتی موافقانتان می بود. اما مثل همیشه خواستید مبارزه کنید. این بار هم بدانید که مردم می خواهند سلامت باشید و بمانید و مثل همیشه صدای عدالت خواهی خود را بر سر مزدوران فریاد بکشید.

شما خود بهتر می دانید که رفتن و شهادت شما، خواسته ی قلبی اینان است. پس بمانید و با بودنتان، عرصه را بر یکه تازی شان تنگ کنید.

۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

مهدی خزعلی،در سی و ششمین روز اعتصاب غذا در بهداری زندان اوین بستری شد


دکتر مهدی خزعلی در سی و ششمین روز اعتصاب غذا در پی وخامت حالش در بهداری زندان اوین بستری شد.

در شب یوم الله 25 بهمن و در سالگرد حصر آزادمردان ایران،جنبش 25 بهمن از زندان اوین آغاز شد.دکتر مهدی خزعلی از سه روز قبل دچار سرگیجه  و بی حالی شده بود به طوری که  پاهای ایشان نیز سست شده بود و دیگر توان حرکت نداشتند که امروز به دلیل ضعف شدید جسمانی  به بهداری زندان منتقل شدند و بستری شدند.

با بستری شدن ایشان نگرانی نسبت به اوضاع جسمانی دکتر خزعلی بیشتر میشود.مهدی خزعلی قهرمان،مردی نیست که در مقابل زورگویان و تمامیت خواهان از آرمانهای خود کوتاه بیاید. .یادمان باشد بهداری اوین همان بهداریست که هدی صابر در آن بستری شدند،پرسنل هم همان پرسنل می باشد.مهدی خزعلی در همان بهداری بستری شده است که هدی صابر عزیز به معبود خود رسید.

متاسفانه از عقل و درایت و تعقل خبری در صاحبان جان مردم وجود ندارد.هدی صابر در همین بهداری جان سپرد و آن هم به خاطر اهمال و کوتاهی در امر درمان. .بدانند هرگونه مسئولیت در مورد سلامت جسمانی ایشان بر عهده آقایان است.جناب آقای خامنه ای مسئولیت  مستقیم جان مهدی خزعلی با شماست.

جناب آقای خامنه ای،مهدی خزعلی در نامه اش به شما نوشت که یا به نقدهای اینجانب گوش فرا دهید یا مرا راهی سلول انفرادی نمایید و مامورین تحت امر شما دکتر خزعلی را راهی انفرادی کردند دستش را شکستند و پایش را زخم زدند و به زعم خود دهانش را بستند اما دکتر خزعلی امروز با اعتصاب غذا صدای فریاد تظلم خواهی را به گوش همگان رسانده است.
گفتنی است که مهدی خزعلی همچنان از خوردن غذا امتناع می ورزد و اعلام کرده است که تا شهادت ایستادگی خواهد کرد.

۱۳۹۰ بهمن ۲۳, یکشنبه

ستمگری بنی امیه از زبان امیر المومنین

حضرت علی (ع) در توصیف ستمگری و فساد حکومت بنی امیه در نهج البلاغه چنین می فرمایند 

سوگند به خدا 
بنی امیه چنان به ستمگری و حکومت ادامه دهند که حرامی باقی نماند جز آنکه حلال شمارند ،و پیمانی نمی ماند جز آنکه همه را بشکنند ، و هیچ خانه ای وجود ندارد جز آنکه ستمکاری آنان در آنجا راه یابد و ظلم و فسادشان مردم را از خانه ها کوچ دهد ، تا آنکه در حکومتشان دو دسته بگریند ،
دسته ای برای دین خود که آن را از دست داده اند و دسته ای برای دنیای خود که به آن نرسیده اند .

یاری خواستن یکی از دیگری ،چون یاری خواستن برده از ارباب خویش است که در حضور ارباب اطاعت دارد و در غیبت او بدگویی می کند .

در حکومت بنی امیه (!) هر کس به خدا امیدوار تر باشد بیش از همه ،رنج و مصیبت می بیند ، پس اگر به بلا و گرفتاری مبتلا گشتید ، شکیبا باشید که سر انجام ، پیروزی با پرهیزکاران است .

این خطابه امیر المومنین برای من خیلی ملموس و آشناست ، 
یا من ، عمر جنتی دارم که زمان حکومت بنی امیه را بیاد می آورم و یا اینکه حکومت امروز مرا یاد امویان می اندازد
قضاوت اش  با شما 


روزه های سیاسی


اعتصاب غذا تنها حربه ی زندانیان سیاسی شده برای رساندن صدای اعتراض خود به گوش جهانیان، به گوش حاکمیت، به گوش قاضیانی که احکام بی رحمانه و ناعادلانه ی خود را صادر می کنند تا بیش از پیش نشان دهند که چه اندازه دور از سیستم قضائی مستقل عمل می کنند. همان هایی که این فریادهای اعتراضی را نمی شنوند، یا خودشان را به نشنیدن می زنند تا فاجعه بیافرینند. همان ها که جان این انسان ها برایشان ذره ای اهمیت ندارد و مرگشان برای اینان، شادی و رضایت می آفریند.
مگر بعد از اتمام این اعتصاب غذاها، اگر پایانی داشته باشد، آسیب های ناشی از آن هرگز التیام خواهند یافت؟ چه کسی است که نداند؟! ایستادگی و بزرگواری این آزادگان است که برای همیشه طنین افکن خواهد بود. برای انسان هایی که دردشان، غم عدالت است و آزادی.

حال پس از گذشت 35 روز از اعتصاب غذای دکتر مهدی خزعلی، رزمنده ی دوران دفاع مقدس، خبرها حکایت از اعتصاب غذای محمد رضا معتمدنیا، رزمنده ی دیگر دفاع مقدس دارد که در بند 350 اوین از 20 بهمن در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی، در اعتصاب غذا به سر می برد. وی که مدت هاست از بیماری های قلبی و نخاعی در رنج است، خواستار تشخیص و درمان بی حسی انگشتان دست و خونریزی های مکرر لثه در بیمارستانی خارج از زندان بود که طبق روال همیشگی، رسیدگی نمی شود و وی در روزه ی سیاسی به سر می برد.

شرم بر شما که دلاور مردان جبهه های دیروزتان اسیر زندان های تاریک امروزتان هستند. آنهایی که جانشان را برای دفاع از شما و امثال شما با آن شجاعت و شهامت به خطر انداختند و تنها خواست و هدفشان دفاع از میهن و مردمانش بود.

درود بر همه ی آزادگان. به امید رهایی از چنگال استبداد و رسیدن به ایرانی آزاد.